دکتر طیبه مصباحزاده: بیابانزدایی تنها کاشت درخت نیست؛ ایران وارد مرحله «تخریب سرزمین تحت تأثیر تغییر اقلیم» شده است
به گزارش روابط عمومی دانشکدگان، در شرایطی که تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب، افت سطح آبهای زیرزمینی و تشدید فرسایش خاک، بسیاری از مناطق کشور را با خطر تخریب سرزمین مواجه کرده است، دکتر طیبه مصباحزاده، عضو هیئت علمی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، در نشست خبری با اصحاب رسانه همزمان با روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی، با تشریح ابعاد مختلف بیابانزایی در ایران تأکید کرد: آنچه امروز در کشور مشاهده میشود صرفاً گسترش بیابان به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه ورود به مرحلهای از تخریب سرزمین تحت تأثیر تغییر اقلیم و فشارهای انسانی است که پیامدهای آن فراتر از محیطزیست، حوزههای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را نیز دربرمیگیرد.
مصباحزاده در پاسخ به پرسشی درباره اقدامات پژوهشی دانشگاه در حوزه توسعه پوشش گیاهی برای بیابانزدایی اظهار کرد: در سالهای اخیر تلاش کردهایم پژوهشها را به سمت شناسایی و توسعه گونههای گیاهی بومی و مقاوم به شرایط سخت مناطق خشک و بیابانی هدایت کنیم. بررسی روشهای نوین استقرار پوشش گیاهی با مصرف بهینه آب، احیای عرصههای تخریبشده، استفاده از فناوریهای نوین پایش سرزمین و ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر اکوسیستمهای بیابانی از مهمترین محورهای مطالعاتی ما بوده است.
وی افزود: هدف اصلی این پژوهشها ارائه راهکارهایی عملی، کمهزینه و پایدار برای احیای سرزمینهای در معرض بیابانزایی است.
تاغ، گز و آتریپلکس؛ گونههای موفق در احیای مناطق خشک
این استاد دانشگاه درباره گونههای گیاهی مورد استفاده در پروژههای بیابانزدایی گفت: اولویت ما استفاده از گونههای بومی و سازگار با شرایط هر منطقه است. در بسیاری از مناطق کشور گونههایی مانند تاغ، گز، آتریپلکس، اسکنبیل، قیچ و درمنه نتایج موفقی در تثبیت خاک و احیای پوشش گیاهی داشتهاند.
وی تأکید کرد: انتخاب گونهها باید متناسب با شرایط اقلیمی، نوع خاک، میزان شوری و وضعیت منابع آب هر منطقه انجام شود و نسخه واحدی برای همه مناطق کشور وجود ندارد.
کاهش بارندگی و برداشت بیرویه آب؛ مهمترین عوامل بیابانزایی
مصباحزاده مهمترین عوامل تشدید بیابانزایی در ایران را مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی دانست و گفت: کاهش بارندگیها، تداوم خشکسالی، افت منابع آب زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی، چرای بیش از ظرفیت مراتع، توسعه نامتوازن کشاورزی، تغییر کاربری اراضی و بهرهبرداری ناپایدار از منابع طبیعی از مهمترین عوامل تشدیدکننده این پدیده هستند.
وی افزود: هر جا تعادل میان بهرهبرداری و توان اکولوژیک سرزمین به هم بخورد، زمینه برای تشدید بیابانزایی فراهم میشود.
ایران وارد مرحله جدیدی از تخریب سرزمین شده است
عضو هیئت علمی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی با اشاره به آثار تغییر اقلیم تصریح کرد: افزایش دما، تداوم خشکسالیها، افت سطح آبهای زیرزمینی، خشکشدن تالابها، تشدید فرونشست زمین و کاهش پوشش گیاهی نشان میدهد ظرفیت تابآوری بسیاری از اکوسیستمهای کشور تحت فشار جدی قرار گرفته است.
وی ادامه داد: تغییر اقلیم به تنهایی عامل بیابانزایی نیست، اما نقش یک تشدیدکننده بسیار قدرتمند را ایفا میکند. هنگامی که افزایش دما با برداشت بیرویه آب، چرای مفرط و تخریب پوشش گیاهی همراه میشود، روند تخریب سرزمین شتاب بیشتری میگیرد.
آینده بیابانزدایی در گرو راهکارهای مبتنی بر طبیعت
مصباحزاده با اشاره به رویکردهای نوین جهانی در مقابله با تخریب سرزمین گفت: امروزه راهکارهای مبتنی بر طبیعت به عنوان یکی از مؤثرترین شیوههای مقابله با بیابانزایی شناخته میشوند. این رویکردها بر احیای پوشش گیاهی بومی، مدیریت پایدار مراتع، احیای تالابها، حفاظت از خاک و استفاده از ظرفیتهای طبیعی اکوسیستمها تأکید دارند.
وی افزود: در ایران نیز تجربههای ارزشمندی در زمینه تثبیت شنهای روان، مدیریت مراتع و احیای پوشش گیاهی وجود دارد، اما هنوز در برخی موارد نگاه پروژهمحور و کوتاهمدت بر مدیریت اکوسیستمی غلبه دارد.
بیابانزایی؛ تهدیدی برای اقتصاد، امنیت غذایی و توسعه
این پژوهشگر حوزه منابع طبیعی تأکید کرد: بیابانزایی دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه به یک چالش توسعهای تبدیل شده است. کاهش بهرهوری کشاورزی، افزایش هزینه تأمین آب، کاهش امنیت غذایی، مهاجرت از مناطق آسیبپذیر، تشدید فقر و تهدید زیرساختها از جمله پیامدهای این پدیده هستند.
وی فرونشست زمین را نمونهای روشن از آثار چندبعدی تخریب سرزمین دانست و افزود: این پدیده میتواند زیرساختهای شهری، راهها، خطوط انتقال انرژی و سکونتگاههای انسانی را با مخاطرات جدی مواجه کند.
مشارکت مردم، شرط موفقیت برنامههای بیابانزدایی
مصباحزاده با تأکید بر نقش جوامع محلی در حفاظت از سرزمین گفت: تجربههای داخلی و بینالمللی نشان داده است که موفقیت برنامههای بیابانزدایی بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست.
وی افزود: مدیریت مشارکتی مراتع، فعالیت تشکلهای محلی و مشارکت بهرهبرداران در پروژههای احیای سرزمین از جمله تجربههای موفق کشور است، اما هنوز تا مشارکت مؤثر و پایدار فاصله داریم.
به گفته وی، زنان روستایی و عشایری، جوانان، سازمانهای مردمنهاد، شوراهای محلی و نهادهای فرهنگی و دینی میتوانند نقش مهمی در ارتقای فرهنگ حفاظت از منابع طبیعی ایفا کنند.
البرز نیازمند مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز است
عضو هیئت علمی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی درباره وضعیت استان البرز اظهار کرد: این استان را نمیتوان به صورت منفک از حوزههای آبخیز بالادست و مناطق پیرامونی آن تحلیل کرد، زیرا بسیاری از فرآیندهای مؤثر بر تخریب سرزمین ماهیتی فرامنطقهای دارند.
وی ادامه داد: توسعه صنعتی، فعالیتهای معدنی، گسترش زیرساختها و تغییر کاربری اراضی فشار مضاعفی بر ظرفیت اکولوژیک البرز وارد کرده است.
مصباحزاده تأکید کرد: استقرار مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز، کنترل تغییر کاربری اراضی، مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی و ایجاد سازوکارهای مشخص برای مشارکت و سرمایهگذاری بخش خصوصی در احیای سرزمین از مهمترین اقدامات فوری در استان البرز است.
هوش مصنوعی و سنجشازدور در خدمت مقابله با بیابانزایی
وی درباره نقش فناوریهای نوین در مدیریت سرزمین گفت: فناوریهایی مانند سنجشازدور، تصاویر ماهوارهای و هوش مصنوعی امکان پایش مستمر پوشش گیاهی، رطوبت خاک، تغییرات کاربری اراضی، کانونهای گردوغبار و روند گسترش خشکی را فراهم میکنند.
به گفته این استاد دانشگاه، هوش مصنوعی میتواند با شناسایی مناطق پرخطر و ارائه هشدارهای زودهنگام، نقش مؤثری در تصمیمگیریهای مدیریتی ایفا کند.
احیای سرزمین امکانپذیر است؛ اما زمان برای اقدام محدود است
مصباحزاده در پایان با اشاره به چشمانداز آینده کشور هشدار داد: در صورت تداوم روند کنونی، احتمال افزایش وسعت اراضی در معرض بیابانزایی، تشدید فرسایش خاک، افزایش گردوغبار، کاهش امنیت غذایی و مهاجرتهای محیطزیستی وجود دارد.
وی افزود: با این حال تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که احیای سرزمینهای تخریبشده امکانپذیر است. راهبرد صحیح، ترکیبی از مدیریت بحران کوتاهمدت و سرمایهگذاری بلندمدت در احیای اکوسیستمها، مدیریت پایدار منابع آب و توسعه مبتنی بر ظرفیت سرزمین است.
این عضو هیئت علمی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی خاطرنشان کرد: هزینه پیشگیری از بیابانزایی بهمراتب کمتر از هزینه جبران خسارتهای آن است و حفاظت از آب، خاک و پوشش گیاهی باید به یک اولویت راهبردی ملی تبدیل شود؛ زیرا بیابانزایی تنها از دست رفتن خاک نیست، بلکه از دست رفتن فرصتهای توسعه، امنیت غذایی، امنیت آب و بخشی از سرمایه ملی کشور است.این نسخه در قالب استاندارد خبرگزاریها تنظیم شده و از نظر تیتر، لید، نقلقولهای کلیدی، زیرتیترهای خبری و چینش محتوا مناسب انتشار در رسانههای رسمی، خبرگزاریهای دانشگاهی و صفحات ویژه محیطزیست و منابع طبیعی است.

نظر شما :